loading

بروزرسانی

متد های مدیریت اهداف

عمومی
2022 فوریه 19

10 تکنیک هدف گذاری موثر برای دستیابی به اهداف

به طور معمول، وقتی افراد اهدافی رو تعیین می کنند، فکر میکنند که فقط اراده برای رسیدن به اون هدف کافیه. با این حال، استفاده از ابزاری مثل تکنیک هدف گذاری، می تونه بیشتر از انگیزه یا اراده کمک کنه.به طور مثال اگر برای رسیدن به اهداف مسیر شغلیتون تلاش می کنید یا سعی می کنید اهداف موثرتری در محل کار خود داشته باشید، در نظر بگیرید که چجوری یک تکنیک هدف گذاری ممکنه به شما کمک کنه. تو این مقاله توضیح می دیم که تکنیک های هدف گذاری چی هستند و 10 تکنیک رو توضیح می دیم که می تونید برای رسیدن به اهداف خودتون از اونها استفاده کنید.

  1. اهداف SMART

SMART مخفف عبارت specific, measurable, achievable, realistic , time-bound. این اهداف به شما کمک میکنه تا تلاش های خودتون رو متمرکز کنید و هر قسمت از این کلمه به این معنیه:

specific (خاص): مطمئن بشید که هدف خودتون رو با دقت و واضح تعریف کردین. مثلا، یک هدف می تونه مرتب کردن باشه، اما یک هدف خاص می تواند مرتب کردن اتاق شما باشه.

measurable (قابل اندازه‌گیری): چیزی رو تو هدف خودتون بگنجونید که می‌تونید اون رو اندازه‌گیری کنید، مثل هدف مرتب کردن میز، کمد بایگانی و طبقات در عرض سه ماه.

achievable (دست یافتنی): هدفی رو پیدا کنید که با برنامه فعلی خودتون به اون دست پیدا میکنید. مثلا، اگر می خواهد کمد بایگانی خودتون رو در این ماه مرتب کنید، مطمئن بشید که هر هفته زمان کافی برای تمیز کردن و مرتب کردن یکی از چهار کشو دارید.

 realistic (واقع بینانه): مطمئن بشید که واقعاً می تونید به هدف برسید. مثلا، به جای کل اتاق، هر هفته یک قسمت از اتاق رو مرتب کنید.

time-bound (محدود به زمان): به هدف خودتون یک چارچوب زمانی بدید تا بتونید برای موفقیت خودتون برنامه ریزی کنید. مثلا، اگه قصد دارید تمیز کاری و مرتب کردن رو قبل از آخرین روز ماه به پایان برسونید، می دونید که برای موفقیت تو این هدف چه زمانی باید آخرین کار خودتون رو تکمیل کنید.

گاهی اوقات اهداف SMART برای ایجاد اهداف هوشمندتر گسترش پیدا میکنه، اگه می‌خواید هدف هوشمندانه‌تری داشته باشید، باید موارد زیر رو در نظر بگیرید:

ارزیابی: زمان منظمی رو برای بررسی پیشرفت هدف خودتون انتخاب کنید. مثلا، هر دو هفته یک بار بررسی کنید تا مطمئن بشید تو پروژه خودتون پیشرفت کردین یا نه.

تنظیم مجدد: برای هر تغییری تو برنامه آماده باشید. مثلا، اگه وظایفی دریافت میکنید که نیاز به اضافه کاری داره، انعطاف پذیر باشید.

  1. اهداف HARD

HARD مخفف heartfelt, animated, required , difficult. هر کد,م به این معنا هستند:

heartfelt (از صمیم قلب): اگه می خواید مهارت جدیدی یاد بگیرید، افتخار داشتن یک مهارت جدید رو تصور کنید. سپس، اون غرور رو با هدف مرتبط کنید و از اون احساس به عنوان انگیزه خودتون برای یادگیری استفاده کنید.

animated (متحرک): تجسم کنید که رسیدن به هدفتون چجوریه. هر حسی رو که می تونید بگنجونید و تصور کنید که صدا، حس، بو یا حتی مزه اون چجوریه تا بتونید هر بار که به هدفتون فکر می کنید،اون احساس رو به خاطر بیارید.

required (مورد نیاز): اگه براتون امکان داره، هدف خودتون رو به چیزی که براتون ضروریه وصل کنید. مثلا، اگه می خواید سخنرانی عمومی رو یاد بگیرید، داوطلب بشید تا چیزی رو از طرف شرکت خودتون ارائه بدید، چون این تعهد می تونه شما رو به ادامه کار روی هدفتون ترغیب کنه.

difficult (مشکل): هدفی تعیین کنید که شما رو به چالش بکشه. با انجام این کار، وقتی اون رو کامل کردید، احساس موفقیت خواهید کرد.

  1. اهداف WOOP

WOOP مخفف wish, outcome, obstacle , plan. بعضیا این تکنیک رو فوق العاده مفید برای ترک عادتی میدونند که میخواین ازش خلاص شین. مراحل شامل:

wish (آرزو): مطمئن بشید که آرزوتون براتون هیجان انگیزه. نوع هدفی رو که می خواید تصور کنید و به هدفتون احساس مثبتی بدید.

outcome (نتیجه): بهترین نتیجه ممکن رو از دستیابی به هدف خودتون تصور کنید. به این فکر کنید که اگه این اتفاق بیفته چه احساسی خواهید داشت و اون رو تا حد ممکن با جزئیات واضح تجسم کنید.

obstacle  (مانع): به این فکر کنید که چه چیزی ممکنه مانع از موفقیت شما بشه یا شما رو از موفقیت دور کنه. مثلا، فرض کنید می خواید یاد بگیرید که چجوری بازدهیتون هنگام کار رو بالا ببرید، اما آروم تایپ میکنید و این باعث میشه با سرعت کمتری کار کنید.

plan (برنامه ریزی): برای هر مانعی که ممکنه با هدف شما تداخل داشته باشه، راه حل پیدا کنید. اگر سرعت تایپ پایینی دارید، می تونید تایپ لمسی رو با نرم افزار یا وب سایت هایی که برای بهبود سرعت تایپ هستند، امتحان کنید.

  1. اهداف OKR

OKR مخفف اهداف و نتایج کلیدیه. این نوع هدف بین مدیرانی که می خوان اهدافی رو تعیین کنند که ممکنه کل شرکت رو تحت تاثیر قرار بده رایجه. اهداف OKR همینطور برای گروه های بزرگی از مردم که نیاز به همکاری با همدیگه برای رسیدن به یک هدف بزرگتر دارند هممفیده. برای تعیین هدف OKR، هدفی رو انتخاب کنید که می‌خواید به اون برسید، مثل دستیابی به 2000 مشتری جدید تا پایان سال. بعد، مراحلی رو که می تونه به شما تو رسیدن به هدف کمک کنه، شناسایی کنید.

  1. اهداف MICRO

به جای تعیین یک هدف بزرگ، می تونید چندین هدف کوچکتر تعیین کنید که می تونه به شما در دستیابی به یک هدف کلی کمک کنه. داشتن اهداف کوچکتر و دست یافتنی می تونه به شما کمک کنه با انگیزه بمونید و پیشرفتی رو که به دست آوردید به شما یادآوری کنه. وقتی به هدف کوچیکتون رسیدید به خودتون پاداش بدید و مرتبا پیشرفت خودتون رو بررسی کنید.

  1. اهداف Backward

این نوع تکنیک هدف گذاری شامل استفاده از هدف شما برای کمک به تصمیم گیری در مورد مراحلیه که میتونه به شما تو رسیدن به اون هدف کمک کنه. مثلا، اگه می‌خواید ترفیع کسب کنید، به این فکر کنید که کسب ترفیع ممکنه شامل چه مواردی باشه. شاید ارتقاء نیاز به مدرک کارشناسی ارشد داشته باشه. از اونجایی که شما فقط مدرک لیسانس دارید، این شامل تکمیل دو سال تحصیل تو یک دانشگاهه. قبل از اینکه بتونید این کار رو انجام بدید، باید تو یک دانشگاه قبول بشید که نیازمنده اینه که تو کنکور قبول بشید.

 با این تکنیک، می تونید یک هدف بزرگ رو در نظر بگیرید و اون رو دست یافتنی تر کنید.

  1. Values-based goalsاهداف مبتنی بر ارزش

دستیابی به اهداف در صورتی که با ارزش هایی که برای شما مهم اند مطابقت داشته باشه، ممکنه آسون تر باشه. مثلا، اگر مدام دیر به محل کار می‌رسین، ولی مسئولیت رو یک ارزش مهم می‌دونید، هدف خودتون رو برای رسیدن به موقع تعیین کنید و به خودتون یادآوری کنید که انجام این کار ضروریه. اگه می خواید مسئولیت پذیر باشید و به دیگران نشون بدید که مسئولیت ارزشمنده، ممکنه شما رو برای رسیدن به این هدف ترغیب کنه.

  1. پنج اصل Locke و Latham برای هدف گذاری

لاک و لاتام تکنیکی رو برای تعیین اهداف ابداع کردند که به موفقیت هدف‌گذار کمک می‌کنه. هر بخش از تکنیک هدف گذاری به شما کمک می کنه تا هدف موثرتری تعیین کنید و در جهت تکمیل اون پیشرفت کنید. این اصول عبارتند از:

Clarity (وضوح): اهداف روشنی رو تعیین کنید که بتونید اونها رو اندازه گیری و درک کنید. انجام این کار به شما کمک می کنه تا به هدفتون برسید.

Challenge (چالش): مطمئن بشید که هدف شما برای تکمیل، نیاز به تلاش داره. به جای تعیین هدفه شرکت تو یک سمینار در سال جاری، هدف خودتون رو برای شرکت تو یک سمینار در ماه تعیین کنید، چون یک کار دشوار انگیزه بیشتری ایجاد می کنه.

Commitment (تعهد): هدفی رو پیدا کنید که می خواید به اون برسید. هر چی بیشتر برای رسیدن به هدف خودتون متعهد باشید، احتمال به اون رسیدن بیشتره.

Feedback (بازخورد): هدف خودتون رو به طور منظم بررسی کنید و بازخورد مداوم به خودتون بدید. اگه می تونید از شخص دیگری بازخورد بخواید، این ممکنه کمک بیشتری به شما بکنه و شما رو تشویق کنه که تو مسیر تکمیل هدف خودتون بمونید.

Task complexity (پیچیدگی کار): مطمئن بشید که هدف شما فراتر از توانایی شما برای تکمیل نیست. مثلا، اگه نمی‌دونید چجوری کدنویسی کنید، اما می‌دونید که  کد زدن به یادگیری هر زبان برنامه‌نویسی کمک میکنه، به جای اینکه هدف خودتون رو برای یادگیری هر زبان برنامه‌نویسی تعیین کنید، در عوض یک زبان رو انتخاب کنید و در اون مهارت داشته باشید.

  1. اهداف One-word

این تکنیک رو سادگی تاکید داره. کلمه ای رو پیدا کنید که هدف شما رو توصیف کنه و از اون به عنوان انگیزه خودتون استفاده کنید. این به شما امکان میده هدفی رو پیدا کنید که به یاد ماندنی و ساده باشه، که میتونه به هدف گذاران جدید کمک کنه تا چیزی دست یافتنی و قابل انجام برای خودشون پیدا کنند. مثلا، اگه می خواید فروش شخصی خودتون رو افزایش بدید، شاید هدف تک کلمه ای شما فروش باشه، چون ممکنه بخواید برای فرصت های بیشتر با مخاطبین جدید و قدیمی ارتباط برقرار کنید.

  1. اهداف Visual

برخی افراد استفاده از نمایش های بصری اهداف خودشون رو آسون تر می دونند. تصور کنید هدف شما چجوری به نظر میرسه و تصویری رو پیدا کنید که نشون دهنده اون باشه. تصاویر خودتون رو در جایی قرار بدید که ممکنه هر روز با اونها روبرو بشید، مثل آینه حمام یا داشبورد ماشین. از تصویر به عنوان پس زمینه دسکتاپ یا تلفن خودتون استفاده کنید. نقل قول مربوط به اون رو پیدا کنید و به مانیتورتون  بچسبونید. هر بار که تصویر رو می بینید، هدف یا دلیل دستیابی به اون رو به خودتون یادآوری کنید.