loading

در حال آماده سازی

شگردهای برخورد با بدقول ها
عمومی
۱۳۹۸ تیر ۳۰

اگر شما تا به حال سعی کرده اید، یک نوجوانان را به تمیز کردن اتاق خود مجبور کنید و یا یک پاسخ به موقع از یک فرد بدقول بگیرید، می دانید زمانی که می خواهید برای کارکنانتان انگیزه ایجاد نمایید، غرایز مدیریتی معمولتان بی فایده است. در عین حال، همه ما باید با افرادی که تعلل آنها باعث مشکلاتی نظیر تاخیر ها، ضرب العجل های ازدست رفته و مشتریان عصبانی می شود،کارکنیم. در این راهنمایی مدیریتی به برخی از نکاتی که میتوان از آنها نتایج مثبتی در این زمینه گرفت اشاره میکنیم.

کدان راهکارها معمولا جوابگو نیستند؟

قرار دادن فشار بر به بدقول ها .این عامل تنها نتیجه عکس دارد. غر زدن تنها باعث مقاومت خواهد شد وبه الگوهای فرد بدقول کمک می کند. شما نیاز به یک رویکرد استراتژیک تر نسبت به غر زدن بیشتر دارید!

دستور دادن، “شما باید این پروژه را به پایان برسانید.”در حالی که به نظر می رسد این جمله منطقی باشد، بالعکس نشان دهنده عدم درک از مشکلات فردی شخص مقابل و  یا محدودیت های زمانی آنها به طور واقع بینانه می باشد که در نهایت منجر به احساس ضعف بیشتر افراد بدقول می شود. این مورد به خطر “شما باید …. انجام دهید و گرنه ….” خطری دیگر مثل تمرکز بر اتمام در آینده خیالی می افزاید. بدون اینکه زمانی برای شروع شود و یا برنامه ای که برای ارائه گزارش پیشرفت از وی درخواست شود.

بدقول ها چگونه فکر  میکنند.

کارفرمایان، مدیران، و والدین بود زمانی که درک کنند که چگونه افراد بدقول فکر می کنند در مدیریت کارها موفق تر خواهند بود:

 

  1. آنها خود را با جملات “شما باید اینکار را انجام دهید.” تحت فشار قرار می دهند و پس از آن، خشم و مقاومت در برابر افکارشان نشان می دهند.

 

  1. آنها با خود میگویند “من باید این کار را به پایان برسانم و از تمام لذت و معاشرت با همکارانم در لابی شرکت بی بهره بمانم.” این شکل بی بهره از تفسیر واقعیت باعث می شود آنها به احتمال زیاد از انجام دادن کار سر باز زنند وحواس خود را به سرگرمی هایی از قبیل ایمیل، جستجوی اینترنت و برنامه های گوشی های هوشمند پرت کنند.

 

  1. خود را بترساند و باعث استرس و اضطراب و نگرانی از اینکه مورد قضاوت قرار گیرند و یا حتی اخراج شوند.

 

  1. آنها همیشه در حال انتقاد از خود هستند و بندرت اذعان می کنند که گاهی نیز مشغول به انجام کاری مثبت می باشند.

 

مدیریت موثر

مدیران موفق در برابر وسوسه برای کمک به این شکل از گفت و گو و رفتار مخرب مقاومت میکنند. در اینجا چهار نمونه عبارتند از:

 

  1. انتخاب جایگزین انطباق

“شما باید” و “تو حتما ” پیام هایی هستند که تقریبا همیشه مقاومت، خشم، شورش، عدم همکاری، تاخیرهای متعدد، و گاهی اوقات، حتی خرابکاری را نیز به همراه دارند. برای کاهش “تعویق کارها” گزینه هایی را به کارکنانتان ارائه کنید که باعث تحریک خلاق حل مسئله، همکاری، و انگیزه می شود.

 

هنگامی که به آنها گزینه هایی واضح، به جای خواسته ها و تهدیدات داده می شود، کارکنان معمولا به میل و رغبت خود با پیشنهاداتی که همراه با صرفه جویی در هزینه و کار سخت است،متمایل می شوند.

 

  1. تمرکز بر شروع جایگزینی نگرانی در مورد به پایان رساندن

اوج عملکرد در ورزش و کار مستلزم آن است که ذهن خود را به حال حاضر متمرکز کنید نه به پایان بازی. نگرانی در مورد به پایان رساندن کار در ذهن باعث پریدن ذهن به آینده خیالی می شود که انسان را کلافه می کند.

 

این کار باعث اضطراب مضاعف می شود وعلت، آن است که  بدن شما تلاش می کند تا به یک زمان خیالی که در آن تمام مراحل پروژه انجام شده است، برود. انرژی شما در زمان حال گیر می کند زیرا نمی تواند در حال حاضر استفاده شود که شما آن را به عنوان اضطراب تجربه می کنید.

 

از کارمندتان بپرسید، “کی شروع خواهی کرد؟” مدیران موفق اهمیت برقراری ارتباط با کارمندان خود را درک می کنند.آنها می دانند که غلبه بر اینرسی راه اندازی  نیمی از نبرد است.

 

برای کار بهینه، تصویر روشنی از زمان، محل، کار، و آزادی عمل برای انتخاب شروع به انجام کار مورد نیاز است. این گونه است که، شما می توانید یکفرد بدقول را با آموزش تمرکز بر روی: “کی ،کجا و چگونه می توانم شروع کنم؟ “به جای” من باید آنرا به پایان برسانم.”به یک انسان خوش قول تبدیل کنید.

 

  1. پذیرش خود جایگزینی برای کمال گرایی

انتقاد از کارکنان منجر به سعی برخی در یک تلاش بیهوده به کامل گرایی  و جلوگیری از اشتباهات منجر می شود. کامل بودن همواره غیر ممکن است، و تلاش برای کامل بودن قاتل وحشتناک زمان است و باعث تاخیر در اتمام به موقع پروژه ها می گردد.

 

برای اطمینان از اینکه یک کارمند زمان را در تلاش برای کامل شدن کارش هدر نمی دهد، می توانید بگویید “سه ساعت دیگر با یک جدول زمانبندی معقول برای انجام پروژه پیش من برگرد تا من بتوانم نظراتم را ابراز کنم.”

 

 

دریافت بازخورد مکرر از کارمندان عاملی برای کمک به کارکنان است تا نظارت مناسبی بر رفتارشان داشته باشند و اطمینان حاصل شود که آنها  با اهداف و ضرب العجل های پروژه محول شده آشنایی کامل دارند.

  1. تمرکز بر یک کار جایگزینی برای ترس از انتقاد

با در نظر گیری  حداکثر بهره وری کارکنان در طولانی مدت، به قول کتاب مدیر یک دقیقه ای اثر کن بلانچارد:”کارمندانی که نگران این هستند که آیا رئیس دوباره از من عصبانی خواهد شد؟ نمی توانند بهترین کار خود را انجام دهند.”

 

اگر چه ناامنی شخصی کارکنان مشکل مدیر نیست اما او می تواند یک محیط امن برای تمرکز بر روی کار، بهبود محصولات و یا خدمات به جای نگرانی در مورد خجالت یا تحقیرشدن برای اشتباهات ایجاد کند.

 

به محض اینکه که شما برقراری ارتباط موثر با کارکنان خود را شروع کنید و یا به ارزشها و کرامتها شخصی آنها به عنوان یک فرد احترام بگذاربد، بسیاری از ترسها و رفتارهای غیر قابل اجتنابی که علل اصلی تعویق کارها هستند،از بین خواهد رفت. هم چنین آنها یاد می گیرند که به جای تلاش بیهوده در راستای کمال در کارها، با سرعت بیشتری بر عملکرد شغلی بهینه تمرکز کنند.